درباره نویسنده
ARMIN
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • ARMIN
صفحات اختصاصی
  • چهارمحال و بختیاری
مطالب اخیر
  • محرم 1391
  • آرین
  • ترتیب و نام خیابانها و کوچه های روستای سلح چین
  • خانمیرزا
  • مذهبی
  • ورزش روستا
  • عکس های مربوط به روستا
  • چهارمحال و بختیاری
  • با بختیاریها
  • روستای سلح چین
  • به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩۱
  • مهر ٩۱
  • دی ٩٠
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • بهمن ۸۸
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



روستای سلح چین
معرفی روستا
روستای سلح چین
نویسنده: ARMIN - ۱۳۸۸/۱۱/٢٢
سلح چین

روستای سلح چین در جنوب بخش خانمیرزا قرار دارد. این روستا  بیش از ۱۹۰ خانوار  و جمعیت کمتر از 1000 ˜نفر دارد.  شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی می باشد.گویش این روستا در واقع بختیاری اصیل و طایفه اصلی این روستا سلح چین از تیره راکی می باشد. روستای سلح چین تنها روستایی است که در بخش خانمیرزا نام طایفه اصلی خود را بر نام روستا گذاشته اند .چندین روستای دیگر جنوب خانمیرزا نیز از طایفه سلح چین می باشند.اکنون نام کهن این روستا  بر تابلوی دهیاری با نام (مهد تمدن و فرهنگ و بختیاری ) حک شده است.از جمله روستا ها یی که در بخش خانمیرزا طایفه راکی سلح چین می باشند عبارتند از: جوانمردی-بابا منصور-خسروآباد-قلعه چه-نام برد.

 تیره راکی شامل چندین روستا می باشد از جمله برجوئی -سلح چین -سیله- جوانمردی-ده ترکان- خسروآباد-قلعه چه -بابامنصور.

موقعیت جغرافیایی

روستای سلح چین از شمال به روستای قلعه افغان از جنوب به دهنو باغ بهزاد از غرب به روستای حسن هندو و از شرق به زمینهای زراعی شوره زار و پلاک ۵٨ سلح چین منتهی می شود.

روستای سلح چین بصورت متمرکز و از نمای هوایی به صورت شکل لوزی می باشد که از جهت شمال و جنوب و شرق کشیده تر است. قسمت غربی روستا که ابتدای روستا نیز می باشد از موقعیت بهتری نسبت به ساخت و ساز برخوردار بوده و جاده اصلی به مرکز بخش نیز از آن قسمت عبور می کند.

در دو طرف جاده فوق ساختمانهای تازه تأسیس گردیده که در آینده اطراف جاده می تواند مرکز تجاری مناسبی برای اشتغال اهالی فراهم سازد.

قسمت غربی روستا اکنون از روستا جدا می باشد بطوریکه در طرح نام گذاری خیابانها و کوچه و معابر به نام کوی دهکده نو نام گذاری شده است.

موقعیت اجتماعی و فرهنگی

اکثریت مردم روستای سلح چین از تیره راکی و طایفه سلح چین می باشند و شعبه اصلی این طایفه برگرفته از طایفه بابادی است.  

این  روستا از فامیلهای گنجی-شمولی-صالحی- نصیری-محمدی-میرزائی فر-منصوری-صادقی-نصیبی-اسفندیاری-مرادی-آقائی-صیدالی-جمالی تشکیل شده است.

از لحاظ فرهنگی سلح چین از موقعیت نسبتاً خوبی در شهرستان لردگان برخوردار است. بطوریکه در دوره ششم مجلس شورای اسلامی آقای  امیر  محمد صالحی سلح چینی برگزیده توسط مردم شهرستان  لردگان فردی از همین روستا بوده است .

امیرمحمد صالحی سلح چینی فرزند لردگان است. امیرمحمد صالحی سلح چینی را می توان یکی از بزرگان اندیشه در ایران نامید که علیرغم اندیشه های متعالی و دانش عمیق خود در حوزه های مدیریت، علوم اجتماعی، فرهنگشناسی، ادبیات، سیاست، اقتصاد و بیشتر زمینه های دیگر علوم انسانی هیچ گاه دنبال کسب شهرت نبوده هر چند که شهرت و محبوبیت زیبنده ی نام اوست. امیرمحمد صالحی سلح چینی متفکّری توانا، محققی برجسته، نویسنده ای چیره دست، شاعری پر احساس است که فقط امیرمحمد صالحی سلح چینی می خوانندش. امیرمحمد صالحی سلح چینی با آنکه می توانست در محبوبیت بی نظیری که برای او میان مردم جای جای لردگان از فلارد، جانکی و خانمیرزا وجود داشت و او را بالای سر می بردند فقط به دانش و خدمت اندیشید. تلاش های ارزنده ی امیرمحمد صالحی سلح چینی در زندگی بدون تبلیغ ماند و کسی از او جز خدا و مردم شریف لردگان حمایت نکرد. امیرمحمد صالحی سلح چینی در سیاست نقشی موثر بازی کرد- حضور ارزنده ی امیرمحمد صالحی سلح چینی در مجلس شورای اسلامی دوره ی ششم و پس از آن حضور امیرمحمد صالحی سلح چینی در مدیریت های مختلف به خاطر جدیت او در کارها از پرداختن بیش از حد به مبحث تبلیغ خود کاست و او به عشق میهن و دین مبین اسلام و مردم شورانگیز و مهربان سرزمینش به تلاش و کوشش پرداخت.

در ذیل مطالب ارزشمندی از استاد امیر محمد صالحی سلح چینی که اکنون در وبلاگی به نام معرفی بزرگ دانشمند معاصر استاد امیر محمد صالحی سلح چینی آمده است ذکر می کنیم.

- ایل بختیاری وطن دوست است و جان نثار وطن این را می توان در عظمت بودنش و نجابت زنانش دید. امیر محمد صالحی

- تا نیاندوزی نمی توانی خرج کنی امّا مراقب باش که اندوخته ات نگندد. امیر محمد صالحی

- اندوختن تا حدّی که شماره اش را داشته باشی خوب است، نباید از حد بگذرد. امیر محمد صالحی

- اندازه ی اندوختن در هر چیزی رضایتی است که هم خود داری و هم دیگران. امیر محمد صالحی

- اندوختنی می ارزد که تو را به کرم می رساند. امیر محمد صالحی

- فزونی بیش از حد هر چیزی اشباع می آورد و کاستی بیش از حد هر چیزی حرص. امیر محمد صالحی

- اگر شمع وجود آدم برای جماعت نسوزد برای خودش نیز نسوخته است، چرا که شمعی که بسوزد در هر صورت نورش به همه می رسد. امیر محمد صالحی

- نیکی زاییده ی کرمی است که اولین مطعمش خود انسان است. امیر محمد صالحی

- اصرار زیاد شک آفرین است. امیر محمد صالحی

- عاقل اصرار نمی کند، راه می نمایاند به گونه ای که با یکبار بپذیرند. امیر محمد صالحی

- دانایی منزلتی به انسان می بخشد که برای دریافت آن انسان به ریش سفیدی و گیس سفیدی می رسد. امیر محمد صالحی

- ریش سفیدان هر جامعه نشانه ی تمام نمای ارزش های غالب بر هر فرهنگند. امیر محمد صالحی

- احترام به ریش سفیدان و بزرگان هر قوم احترام به آن قوم است. امیر محمد صالحی

- حرمت ریش سفیدان انسان را محترم می سازد و نشانه ی دانایی هر فرد به شمار می رود. امیر محمد صالحی

- ریش سفیدان هر جامعه دایره المعارف زندگی و تلاشند. امیر محمد صالحی

- ریش سفیدان پدران هر ملّتی به شمار می روند و احترام پدر واجب است. امیر محمد صالحی

- چیزی که ریش سفیدان را محترم می سازد، نفوذ آن ها نیست، دانایی آن هاست. امیر محمد صالحی

- ریش سفیدان آسمان هر قوم را ستاره باران می کنند. امیر محمد صالحی

- حرارت دست های مردان مرد از نصیحت های ریش سفیدان برای مرد به وجود می آید. امیر محمد صالحی

- انکار اهمیت ریش سفیدان، انکار اهمیت یک ملّت و فرهنگ آن هاست. امیر محمد صالحی

- نصیحت های ریش سفیدان مثل خنکای بهار جان های دانایان را طر.وات می بخشد. امیر محمد صالحی

- عشق را می توان در اندیشه های ریش سفیدان شا عرانه ترین انسان های زندگی اند که عقل و عشق در آن ها موج می زند. امیر محمد صالحی

- آرام که به ریش سفیدان بنگری، فروتنی دانایی را در آن ها می بینی. امیر محمد صالحی

- وقتی که تن یک قوم در مصائب خسته می شود، درمان اندیشه ی ریش سفیدان آن را تیمار می کند. امیر محمد صالحی

- بی ریش سفیدان زوال اندیشه یک ملّت را تا حد مرگ می کشد. امیر محمد صالحی-

- دستان مهربان ریش سفیدان فقط یک جان را در مراوه نمی فشارد، دست اندیشه یک قوم را در ارایه ی طریق به جوانان می فشارد. امیر محمد صالحی

- هر کس که قدر ریش سفیدان را نداند به رستگاری ناشی از دانایی و احساس نمی رسد چرا که تجربه را باید تجربه ای نوین کند. امیر محمد صالحی

- هنر در فرهنگ هر جامعه قابل خواندن می شود. امیر محمد صالحی

- هنر زاییده ی درک مناسب فرهنگ و فهم از ایجاد پویایی در آن است. امیر محمد صالحی

- هنر در هر جامعه ای ماننند نمای ساختمان است که زیبایی ساختمان را می نمایاند. امیر محمد صالحی

- هرکس هنر را بشناسد، فهم از جامعه و نیازهایش پیدا کرده است. امیر محمد صالحی

- در هر هنری می توان زایش اندیشه را دید. امیر محمد صالحی

- هرگاه می خواهی جامعه ای را بشناسی در قاب هنرهایش به تماشا بنشین. امیر محمد صالحی

- هنر مادامی هنر است که عقل و عشق را به هم بیافریند. امیر محمد صالحی

- هنر مانند رودی است که بی جریان می میرد. امیر محمد صالحی

- زایش هنر، خیزش فکرت را در بردارد. امیر محمد صالحی

- هنر هر سرزمین معیار زندگی آن سرزمین را می نمایاند. امیر محمد صالحی

- در هنر به دنبال هنر باش، بی هنری باهنر نمی ارزد. امیر محمد صالحی

- هنر فهم زندگی است در بهانه ای برای ابراز داشته. امیر محمد صالحی

- شادی هنر است. امیر محمد صالحی

- هنر وقتی هنر است که انسان را در انسان ماندن هدایت کند. امیر محمد صالحی

- هنر ناب ترین وجه های خود را در ایلات و عشایر به نمایش می گذارد. امیر محمد صالحی

- هنر کسب فیض است هم برای خود هنرمند هم برای مخاطب. امیر محمد صالحی

- هنر آفرینش مدام است. امیر محمد صالحی

- دل باهنر بی هنری را از جان می گریزاند. امیر محمد صالحی

- تا هنر هست دوستی می افزاید. امیر محمد صالحی

- هرکس هنر را بازیچه ی اشتهار خود قرار دهد بی هنرتر از کسی است که ادعای هنرمندی ندارد. امیر محمد صالحی

- هنر را می توان در دست مادران و پدران در هدایت فرزندان به زندگی با عاطفه دید. امیر محمد صالحی

- لذت هنر، لذتی عقلی است هر چند احساس بروز می کند. امیر محمد صالحی

- هنر آینه ی تمام نمای خواست ها و اهداف یک ملت است که از فرهنگ صیقل خود را می یابد. امیر محمد صالحی

- هنرمندترین هنرمندان خداوند آفرینشگر است. امیر محمد صالحی

- هنر تاریکی را در جامعه به روشنایی بدل می سازد به شرطی که هنر باشد یعنی از سرچشمه ی الهی برخوردار باشد. امیر محمد صالحی

- مادران هنرمندان مهرانگیزند که در نهایت باهنری هیچ صله ای نمی گیرند جز تعالی جامعه با تربیت مناسب کودکان آن جامعه. امیر محمد صالحی

- هنرمند شمعی است که بسوزد از عشق، شمع مانایی اش نمی میرد. امیر محمد صالحی

- رستگاری از فرهنگ و هنر نصیب جامعه می شود. امیر محمد صالحی

- ریش سفیدان و گیس سفیدان هر جامعه هنرمندان واقعی اند. امیر محمد صالحی

- نهایت هنر در چشمان پدری است که مسیر زندگی را به فرزندی می آموزد. امیر محمد صالحی

- در هر هنری نوا و تصویری است که تکلیف به رسالتی دارد. امیر محمد صالحی

- باهنر تا خدا و با خدا تا هنر واقعی می توان رسید. امیر محمد صالحی

- عبادت و بندگی خداوند هنری است که هرکسی ندارد مگر فرزانه باشد. امیر محمد صالحی

- هنر فرزانگی می آورد نه جاه طلبی مگر آنکه معنای هنر را خوب ندانند. امیر محمد صالحی

- زندگی درست هنری است که آموزشش از فرهنگ منطبق با واقعیات ممکن می شود. امیر محمد صالحی

- دلی که هنر را نفهمد دل نیست چرا که نمی تواند عاشق باشد. امیر محمد صالحی

- ایثار را می توان نهایت هنر یک انسان دانست. امیر محمد صالحی

- هنر فتوای عقل است بر عاطفه در عشقبازی. امیر محمد صالحی

- هنر نجوای بی تکرار نام آفریننده است در آفرینش نوین از فهم و عشق. امیر محمد صالحی

- هنر با هرز ه گی متفاوت است هر چند ظاهرشان یکی باشد. امیر محمد صالحی

- آن چیزی که انسان را به شوق و ذوق برساند به خدا می رساند :پس هنر است. امیر محمد صالحی

- تابیدن خورشید هنر بر بالای آسمان جامعه ادامه ی حیات فرهنگ را میسر می سازد. امیر محمد صالحی

- گل در زیبایی اش یادآور عشقی است که بلبل به او می بخشد. امیر محمد صالحی

- بنای مصلحت در هر جامعه بنای زاییده ی فکرت است. امیر محمد صالحی

- گل ها را نمی توان بی تکرار نام خدا عاشقانه نگریست، باور نداری تجربه کن. امیر محمد صالحی

 

ضمناً این روستا دارای چندین کارمند دولتی، معلم ،دبیر و... می باشد.

روستای سلح چین یک شهید به  انقلاب اسلامی تقدیم نموده است. شهید بهرام شمولی در سال ١٣۶٧ در ......به فیض شهادت نائل آمد.اکنون یک خیابان از این روستا به نام این شهید ثبت  شده است.

 شهید شمولی

ورزش

روستای سلح چین از توابع بخش خانمیرزا واقع در شهرستان لردگان استان چهارمحال و بختیاری با جمعیتی بالغ بر 1000 نفریکی از روستاهایی است که طی چند سال اخیر در زمینه ورزشی اعم از فوتسال و شطرنج در بخش خانمیرزا پیشتاز می باشد.

 

سلح چین همیشه با  بیشترین تیم همواره در جامهای مختلف بخش خانمیرزا شرکت می کند . در آغاز تشکیل لیگ فوتسال خانمیرزا سلح چین با 4 تیم  شرکت نمود و جوانان مستعد این روستا و روستاهای اطراف را در ترکیب این تیمها قرار دادند.. در سالهای اخیر تیمهای شرکت کننده روستا صاحب مقامهای قهرمانی ،نایب قهرمانی و یا رتبه های بالا می شدند.

 

تاریخچه تشکیل ۴ تیم معروف فوتسال سلح چین

(تـــاج)

تیم تـاج در اسفند سال ۱۳۷۶ تشکیل شد

اسامی بازیکنان سال تشکیل

١-افشار گنجی٢-اکبر محمدی٣- شهاب گنجی۴-صادق گنجی۵-ابوذر گنجی۶-علی گنجی٧-چنگیز مرادی٨- عباس آقائی

مربی: (امیر مسعود گنجی)-سرپرست: ابراهیم گنجی

سال ۱۳۷۷ برای اولین بار در مسابقات رسمی جام نوروزی باغ بهزاد شرکت نمود و  در بین ۹ تیم شرکت کننده صاحب مقام ی بیشتر از چهارمی نشد. رقیبان اصلی تاژ فجرآفرینان جوانمردی و میلان باغ بهزاد بودند.تیم همشهری تـــاج یعنی غزال که ۱۰ روز دیر تر از تاژ تشکیل گردید در این مسابقات با کسب مقام ششم با تنها برد خود در مقابل طلایه داران ده نو  بالاتر از این تیم قرار گرفت .

*تیم تـــاج در همان سال در مسابقات فوتبال ده رشید شرکت کرد سوم شد

برخی از مقامها و شرکت تیم در مسابقات

*اردیبهشت ۱۳۷۷ جام سلح چین (محرم) در بین ۸ تیم سلح چینی  قهرمان شد- میلاد دوم  و غزال سوم شد. 

* تابستان در مسابقات جام تابستان سلح چین  بین ۴ تیم غزال - سبزکو قلعه افغان و میلاد  اول شد- غزال دوم شد.

* آذر ماه مسابقات فوتبال ده رشید با حضور ۸ تیم -تـــاجسوم شد

*جام نوروزی ۱۳۷۸ جوانمردی در بین ۱۲ تیم شرکت کننده تـــاج در گروه خود  تمام حریفان خود به جز میلاد را برد و در داربی مساوی کرد و در گوه خود بالاتر از تیم پیمان قلعه چه اول شد و به جمع ۴ تیم برتر راه یافت . و با شکست ناباورانه در اشتباهات داوری مغرضانه آن روز بعلت خیلی جوان بودن تیم در مقابل پیام جوانمردی ۲ بر ۱ شکست خورد و به رده بندی رفت و با شکست ۴ بر ۱ پیروزی جوانمردی مقام سوم را کسب نمود. این افتخار در بین تیمهای بزرگسالان آن روز تیم تـــاج راکی سلح چین را بیش از پیش مطرح نمود.

تیم تـــاج تا کنون صاحب ۴ مقام قهرمانی در منطقه و ۳ نایب قهرمانی و چند عنوان سوم و چهارمی می باشد و یکی از تیمهای مطرح بخش خانمیرزا بشمار می رود.

 

 تاج در دوره اول لیگ خانمیرزا  درسال 1386که با 14 تیم شرکت کننده پیگیری شد به مقام قهرمانی دست یافت رقیب دیرینه تاج شهدای سینی به مقام دوم دست یافت.

در دومین دوره لیگ خانمیرزا در سال 1387 تاج با بازیهای ضعیف خود پنجم شد و میلاد سلح چین به دسته 2 سقوط کرد.

 

تیم تـــاج در لیگ فوتسال سال ۱۳۸۸ با کسب ١۵ امتیاز در بین ٨ تیم به نایب قهرمانی دست یافت. شکست در روز پایانی از شهدای سنیی قهرمانی را از چنگال یکی از بهترین تیمهای خانمیرزا گرفت. تیم تاج در لیگ سال اول قهرمان خانمیرزا شد و در لیگ دوم مقامی بهتر از پنجمی بدست نیاورد.در لیگ سوم شهدا 18 امتیاز و تاج 15 امتیاز بدست آوردند.

 

تاج در لیگ 1389 دوباره در روزهای پایانی از حریف خود شهدای سینی عقب ماند تا بار دیگر مدافع عنوان قهرمانی یعنی شهدای سینی قهرمان و تاج نایب قهرمان شود. لیگ چهارم شهدای سینی 18 امتیاز و تاج 16 امتیاز بدست آوردند و تیم میلاد سلح چین سوم شد.

 

در لیگ پنجم در سال 1390 تاج  انصراف داد .

 

 

غزال

تیم غزال درست ۱۲ روز بعد از تاژ تشکیل شد و همان سال در جام نوروزی باغ بهزاد شرکت کرد و در بین ۹ تیم شرکت کننده در جای  ششم جای گرفت . این تیم با ۲ برد یعنی تنها برد خود در مقابل طلایه داران ده نو و نتیجه ۳ بر صفر مقابل تیمی ده صحرا که حاضر نشد ُ به این مقام دست یافت .

اسامی بازیکنان این تیم در سال تشکیل

١- هادی شمولی٢-مهدی شمولی٣-پرویز شمولی۴-ولی اله صالحی۵-تقی گنجی۶-مرحوم رحیم گنجی٧-بابک صالحی٨-اسماعیل اسفندیاری٩-علی پناه محمدی١٠- نصرالله محمدی

مربی و سرپرست -لطف اله محمدی

غزال در جام نوروزی ۱۳۸۲ جوانمردی قهرمان شد و در لیگ دوم ۱۳۸۷ در دسته دوم قهرمان و به عنوان تیم اول به دسته اول صعود کرد.

 این تیم در سال جاری در لیگ دسته اول خانمیرزا  حضور دارد که در بازی اول خود مقابل طلایه داران حاضر نشد و در مقابل تیم امید آلونی متحمل شکست سنگین ۱۱ بر ۳ شد و ناکام میدان را ترک کرد.

بی نظمی و مشکلات مالی سبب شد تا غزال چند بازی را شرکت نکند .

این تیم بدون کسب امتیاز به دسته دوم سقوط کرد.

مدیریت این تیم برعهده چهره جوان و اهل ورزش روستا  یعنی حمید آقائی سلح چینی می باشد.

وی خود بازیکن همین تیم میباشد

غزال در سال اول لیگ حضور نداشت وبا خرید امتیاز در سال دوم از دسته دو با کسب قهرمانی به دسته اول صعود کرد.

در سال سوم لیگ خانمیرزا غزال علیرغم مشکلات تیم خوبی فراهم نمود. اما بدلیل ناهماهنگی بازیکنان در ترکیب تیم باعث شد نتایج ضعیفی کسب نماید و به دسته دو باز گردد.

 

میلاد

اولین تیمی که در روستای سلح چین با نظم خاص آن دوره تشکیل شد میلاد بود .میلاد درست در سال ۱۳۷۰ تشکیل شد این تیم ریشه دار و قدیمی سلح چین صاحب فراز و نشیبهایی در فوتبال و فوتسال خانمیرزا می باشد. رقیب همشهری این تیم تاژ است که در سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ همواره هر کدام از بازیهای رودردی این دو تیم از حساسیت خاصی برخوردار بود. از مقامهای در خور شایسته این تیم عنوانهای قهرمانی در مسابقات جام فجر خانمیرزا ۱۳۸۲ سالن جوانمردی  و عنوان قهرمانی برای نوجوانان این تیم در مسابقات جام تابستان  اوقات فراغت ۱۳۸۷ که حاج آقا حسین پور بانی برگزاری آن در سالن شهید قنبری سینی بود، می باشد. این تیم در لیگ سال اول خانمیرزا در بین ۱۴ تیم شرکت کننده دهم شد و سال دوم لیگ در مکان آخر دسته اول جای گرفت و به همراه تیم خوب باغ بهزاد به دسته دوم سقوط کرد .

 

تیم میلاد در  لیگ 88 با سرپرستی مرتضی محمدی اسپانسر جوانی که تنها 17 سال دارد توانست شایستگی های خود را با انجام بازیهای خوب به نمایش بگذارد.

از جمله موفقیتهای وی در عرصه ورزش روستای سلح چین را می توان به صعود تیم سامان سلح چین در جمع 8 تیم برتر خانمیرزا در مسابقات جام رمضان سال 88 که در سالن شهید قنبری سینی برگزار شد،کسب 3 برد و تنها یک شکست در مسابقات شهرستانی با تیم سامان بلافاصله بعد از مسابقات جام رمضان بخش خانمیرزا که به عنوان تیم جوان موفق در این مسابقات به مسابقات جوانان شهرستان لردگان معرفی شد.

این تیم با سرپرستی مرتضی محمدی توانست جام اخلاق را در مسابقات جام رمضان به خود اختصاص دهد.

جالب است که این تیم در اولین سال شرکت در مسابقات خانمیرزا در رشته فوتبال که در ده صحرا برگزار شد و با بازیکنان جوان خود در آن زمان جام اخلاق را کسب نمود.

از جمله بازیکنان سال اول تشکیل میلاد می توان به افراد زیر اشاره کرد.

١-علی شمولی٢-کوروش شمولی٣- فردین شمولی۴- سیروس شمولی۵-داود شمولی۶- فاضل شمولی٧-مراد شمولی٨-قاسم محمدی٩-سلیمان محمدی١٠-رحمت الله صادقی١١-غلام نصیری١٢-فضل الله منصوری١٣-داریوش اسفندیاری١۴-فریدون گنجی

مربی : ضرغام گنجی- سرپرست : حشمت اله گنجی

این تیم در  طی سالیان شرکت در مسابقات فوتبال و فوتسال خانمیرزا همواره جام اخلاق را کسب نموده است.

با حمایت نمودن تیم میلاد سلح چین توسط مرتضی محمدی بازیکنان تیم سامان به تیم آرمین پیوستندو بار دیگر تیم آرمین با چهره جوان خود در مسابقات حاضر شد.

 اکنون  تیم میلاد سلح چین  توسط مرتضی محمدی اداره می شود.

هدف عمده این تیم کسب نتایج موفقیت آمیز در عرصه ورزش روستا می باشد،چه بسا سال جاری بتواند به دسته یک صعود نماید.

 میلاد سلح چین در لیگ 1386 به مقام ششم دست یافت

در لیگ دوم سال 1387 در بین 8 تیم آخر شد و به دسته 2 سقوط کرد.

در لیگ 1388 و دوره سوم با جذب بازیکنان خوب به عنوان نایب قهرمانی دست یافت و به دسته 1 بازگشت.

 در سال 1389 با قدرت تمام شرکت کرد در لیگ چهارم این تیم تیمهای آلونی یعنی شهرداری و امید را شکست داد و به مقام سوم دست یافت.در جدال همشهریان یعنی تاج و میلاد یکی از بهترین بازیهای سالهای اخیر برگزار شد که میلاد علیرغم شایستگی تنها در دقایق پایانی تساوی را با باخت عوض نمود.

در لیگ پنجم که بازیها کمرنگتر از سالهای گذشته برگزار شد تیمهای مهم  شرکت نکرده و میلاد در گروه خود ضعیف ظاهر شد و سوم شد.

آرمین

 این تیم در سال ۱۳۸۷ تشکیل شد

اسامی بازیکنان سال تشکیل١-ایرج میلاسی٢-مرتضی رشیدی٣- رضا گنجی۴-اسماعیل گنجی۵- حمید آقائی۶-مهدی برقی٧-غلام آقائی

مربی:شهاب منصوری - سرپرست: یونس صالحی

و در چهار دوره از مسابقات شرکت کرد.

بنیاد تشکیل این تیم  بها دادن به نوجوانان می باشد که در این امر باشگاه به موفقیتهایی نیز دست یافت و برای کسب اهداف بالاتر که همان افتخار آفرینی به مثابه تیم تاج می باشد تلاش می نماید. مدیریت این تیم نیز مانند تاج به عهده ابراهیم گنجی  سلح چینی می باشد.

در مسابقات لیگ سال اول دردسته دوم در بین ۸ تیم چهارم شد.

 در مسابقات جام رمضان سال جاری با ۳ برد و ۲ باخت تا مرحله یک هشتم نهایی رفت و با باخت در مقابل بابا منصور حذف شد.

 در مسابقات قهرمانی شهرستان به عنوان نماینده خانمیرزا شرکت کرد و با ۱ برد و ۲ باخت از گردونه مسابقات حذف گردید.

 این تیم در سومین دوره مسابقات لیگ خانمیرزا ١٣٨٨  (در دسته دوم )که در سال شهدای جوانمردی برگزار گردید با کسب ١٣ امتیاز در جای چهارم قرار گرفت.

 

 

 آرمین در لیگ 1389 در دسته 2 با بازیهای خوب دوباره جزء مدعیان صعود بوده بطوریکه با شایستگی در بین 9 تیم چهارم شد. این تیم از جوانترین بازیکنان برخوردار بود.اکثریت بازیکنان این تیم از خود روستا بودند.

 از جمله :  میلاد نصیری-رسول گنجی-ابوطالب محمدی –امید گنجی –سردار نصیبی-محمد منصوریان-فرشید صادقی-علی اسفندیاری  با مربیگری ابراهیم گنجی

معرفی چند روستا که از طایفه سلح چین می باشد.

( اکثریت روستاهایی که به معرفی آنها خواهم پرداخت در بخش خانمیرزا قرار دارند)

*(در همین جا از دوستان هم طایفه ای چه در بخش خانمیرزا و چه در استان خوزستان و شهرستانهایی دیگر که ساکن می باشند خواستار ارائه اطلاعات بیشتر و نظرات در این زمینه می باشم.)*

 

جوانمردی

یکی از کهن ترین روستاهای بنا شده در بخش خانمیرزا است که اکنون بعنوان دهستانی از این بخش با همین نام خوانده می شود.مرکزیت دهستان جوانمردی روستای جوانمردی است. جمعیت این روستا بالغ بر ۲٩۰۰ نفر و شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی است. رونق کار در شهرهای جنوبی کشور طی چند سال اخیر منجر به کوچ  قشر جوان به جنوب برای امرار معیشت گردیده و اکثریت هم موفق بوده اند.

اهالی روستای جوانمردی در امور اجتماعی و فرهنگی همواره موفق بوده اند . و در اجتماعات با هم همکاری زاید الوصفی دارند.

ورزش روستا نیز همواره فعال بوده و جوانان مستعدی در رشته های فوتسال ، شطرنج ،تنیس و...دارد.

این روستا  با روستاهای حومه که اکنون به این روستا متصل شده است ،پتانسیل  شهر شدن را دارد.

طایفه اکثریت  این روستا راکی سلح چین می باشد.

این روستا علاوه بر اینکه مهاجر پذیر بوده، مهاجر فرست هم می باشد .

جوانمردی دارای چندین آموزشگاه می باشد که مهمترین آنها دبیرستان و هنرستان کار و دانش می باشد . از جمله در پایه های ابتدائی دو آموزشگاه ،پسرانه و دخترانه-در پایه های راهنمائی و متوسطه هم به صورت مجزا دارای آموزشگاههای پسرانه و دخترانه می باشد.

این روستا دارای یک مرکز بهداشتی  و درمانی بوده که چند خانه بهداشت روستای اطراف زیر نظر این مرکز اداره می شود.

مرکز مخابرات و پست بانک جوانمردی از اولین مراکز مخابراتی بخش خانمیرزا است .

پایگاه مقاومت بسیج این روستا نیز از پایگاههای فعال بوده و چندین سال است که فعالیت دارد.

روزگاری که جاده کمربندی   بالای روستا افتتاح نشده بود این روستا از موقعیت مناسب اقتصادی و تجاری برخوردار بود.

بانک صادرات جوانمردی از اولین بانکهایی منطقه می باشد که تأسیس گردید از دیگر بانکهای موجود در این روستا بانک کشاورزی و پست بانک می باشد.

 

 

 

روستای بابا منصور

اکثریت اهالی روستای بابامنصور با فامیلی منصوری از طایفه راکی سلح چین(سلحشور) می باشند. مردم بابا منصور نسبت به اصل و طایفه خود کنجاو بوده و جوانان روستا فعال هستند. اکثریت آنها طی چند سال اخیر برای معیشت به جنوب بنادر عسلویه و بندر عباس و یا به یزد رفتند.

این روستا  نسبت به جمعیت از قشر فرهنگی نسبتا خوبی برخوردار می باشد.

شغل اصلی مردم کشاورزی می باشد.این روستا از جنوب به باغ بهزاد از شمال به سلح چین از شرق به دهنو باغبهزاد و از غرب به قلعه چه منتهی می شود.

جمعیت روستا بالغ بر ۶٠٠ نفر بوده و جوانان در امر ورزش فعال می باشند.

طی چند سال اخیر نیز تیم فوتسال بابامنصور در مسابقات شرکت می کند و جوانان مستعد اهل فوتسال را به جامعه ورزشی معرفی نموده است.

روستای قلعه چه

کمی آنطرف تر روستایی به نام قلعه چه اصلا از تیره راکی ،طایفه سلح چین می باشند.

قلعه چه از شمال به زمینهای مزروعی بابامنصور و جوانمردی از جنوب به باغ بهزاد از شرق به بابامنصور و از غرب به قلعه جوانمردی منتهی می شود.

گویش و لهجه این روستا بیشتر از هر روستای دیگر در خانمیرزا به روستای سلح چین شباهت دارد  ،  قلعه چه از دو فامیل بزرگ صیدالی و آقائی تشکیل می شود.هر دو از اولاد صیدال و اولاد آقا  می باشند.

شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی است.******************************************

 

در اینجا  بیشتر از هرچیز توجه بختیاریهای عزیز را به مطالبی در مورد قوم لر و تمدن بختیاریها  و همچنین طوایف و تیره های مربوطه جلب می نمایم.

 شباهت لرها با تمدن عیلامی

سرزمین قوم لر نام تمدن عیلام و اقوام زیرمجموعه اش مانند اوکسی ها   را یدک می کشد. این سرزمین کوهستانی در تاریخ به نام این مردمان ثبت شده. اما اکنون بعضی از افراد رابطه ی این تمدن های کهن ماقبل از ایرانی  را با لرها نفی می کنند.( به این دلیل می گویم ماقبل از ایران که این تمدن ها تاریخ و قدمت شان مربوط می شود به قبل از ایران زیرا قدمت نام ایران مربوط می شود به بعد از ورود آریایی ها و حال اینکه قدمت این تمدن ها به سال های زیادی قبل از ورود آریایی ها بر میگردد.). و لرها را تنها آریایی می دانند. اما به نظر بعضی دیگر اینگونه نیست و لرها را بازماندگان همان اقوام زاگرس نشین کهن می دانند که ممکن است بعدها بعضی از آریایی ها هم به میان آنها آمده باشند و درون آنها حل شده باشند. البته کسانی که می گویند لرها فقط آریایی هستند هیچگاه فکر نکرده اند که پس سرنوشت  یک تمدن بزرگ با جمعیت تقریبا بالا چه شده ، آیا یکدفعه غیب شده اند؟ که منطقی به نظر نمی رسد. آلبته آنها معتقدند عیلامی ها بطور کامل توسط آشور بانیپال قتل و عام شده اند که دروغ است و در مقاله بعدی ام به آن خواهم پرداخت. نظر بنده این است که لرها بازماندگان همان نژاد ایلامی هستند که برای این مهم دلایل زیادی دارم که در این مقاله و مقاله های بعدی به آنها خواهم پرداخت. البته بنده هم نمی خواهم بگویم که صحبت هایم همگی درست هستند اما ممکن است درست باشند.و باید با بحث و تبادل نظر به یک نتیجه منطقی رسید.

قصد دارم در این مقاله کوتاه اشاره کنم به شباهاتی که میان نام یکی از شاخه های کهن عیلامی بنام اوکسی ها با بعضی از طوایف لر وجود دارد. البته بنده بخاطر اینکه از لرهای بختیاری هستم و تقریبا آشنایی زیادی با نام طوایف بختیاری دارم در این نوشتار به شباهت بین اسم طوایف بختیاری و اسم اوکسی پرداخته ام.ممکن است بین طوایف دیگر لر هم شباهات بسیار زیادی باشد که دوستان دیگر باید زحمتش را بکشند. امید است که این نوشتار کمکی کند بر شناخت بهتر هویتمان.

 قوم اوکسی شاخه ای از نژاد ایلامی بوده  در بعضی اسناد تاریخی با نامهای اورکسی ، اوراکسی ، اوراکسین و نام هایی از این دست هم گفته می شده که گویا بدلیل راحتی تلفظ آن را اوکسی یا اوکسین ها می گفته اند و نام اصلی آن همان اوراکسی یا اورکسین بوده. شباهت این نام ها با نام بعضی از طوایف بختیاری کاملا آشکار است، که در زیر به چند نمونه از آنها اشاره می کنم.

طایفه اورک: این طایفه از بزرگترین طوایف هفت لنگ می باشد.و محل سکونتشان بیشتر در اطراف ایذه و دهدز می باشد.این طایفه با نام های اورکی یا اوراکی هم بیان می شود و اوراکی تلفظ قدیمیتر این طایفه هست که حتی هم اکنون نیز گاها استفاده می شود اما برای راحتی کمتر این کلمه مشکل را تلفظ می کنند. احتمالا کلمه اورک همان اورکسی یا  اوراکسی بوده که بعدها بخاطر راحتی تلفظ به اوراکی  و اورکی تقییر یافته.

طایفه راکی : این طایفه هم یکی از طوایف بزرگ هفت لنگ بختیاری است. و محل سکونتشان هم کمی بالاتر از طایفه اورک و نزدیک به طایفه بابادی و ململی است. نام راکی هم احتمالا تقلیل یافته همان کلمه ی اوراکسی هست.

طایفه اسیوند: این طایفه طایفه ای از هفت لنگ بختیاری می باشد. کلمه اسیوند شباهت خیلی زیادی به کلمه اکسیوند دارد. که در طول زمان کاف این کلمه حذف شده و اسیوند شده.

در ضمن طوایف زراسوند ، الاسوند، بساک ،ساکی، استکی ، آسترکی و ... هم بی شباهت به کلمه اوکسی و همینطور نام های ایلامی نیستند. و البته نام آسترکی شباهت خاصی به نام آشتروک ناخونته پادشاه ایلامی دارد.

 

 

 

همه چیز در مورد بختیاریها

زیستگاه

بختیاری‌ها در استان‌های چهارمحال و بختیاریشامل محالهای(محل ها) لار که از سورشجان(سروشگان) شروع و تا سودِجان ادامه دارد ومتعلق به طوایف بهداروندو مُنجِزی باب و طوایفِ راکیو همچنین دیگر طوایف بختیاری و منطقه میزدج(مکان ایزدجی ها)از منطقه جونقانفعلی شروع وتا کوهرنگادامه دارد و هم اکنون هم کوهرنگ جداشده است و منهای طایفه فروزندهو امانی ها که ترکِ بلوردی هستند دیگر طایفه های سکنه جونقان، بختیاری هستند و فارسانیها که بیشترِ مهاجرتهای صورت گرفته در آن از منطقه شیرازبوده است. دیگر طوایف سهید و دینارونیباب و بابادیو... هستند واما نام کیاررا از کوه کلار از ایل دورَکیگرفته شده واز دستنا شروع و تا گهرو ادامه دارد تا منطقه سیبک که گویش و آداب آنها بختیاری است و همچنین منطقه گندماناز گلوگرد شروع و تا دوراهان پایان می یابد و منهای طوایف کمی از شهر بلداجی (که قشقائیهستند و اصالتا بختیاری می باشند اما استحاله فرهنگی شده وبا گویش ترکی صحبت می کنند). و اما خارج از محالهای بختیاری شامل شهرکرد، فرخشهرتا منطقه سامانبا اینکه اصالتا بختیاری نیستند و بیشتر از مناطق غربی به آنجا کوچیده اند اما امروزه در قلمرو جغرافیائی بختیاری و بخشی از تاریخ و هویت بختیاری محسوب می گردند. همچنین این پراکندگی در قسمت بزرگی از خوزستانشامل مسجد سلیمان، ایذهو بخش هایی از شوشتر، دزفولو اهوازتا هندیجانو ماهشهرو قسمت‌هایی از اصفهان (دارانو فریدون شهرتا مرز گلپایگانو خوانسارو زرین شهر) و همچنین قسمتی از لرستانهم انجام شده است.

شهرکردیا با گویش محلی دهکُرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری و به عبارتی مرکز بختیاریِ سردسیری است. مرکز بختیاری گرمسیری هم ایذهدر خوزستان است. با این وجود ساکنین اصلی شهرکردکرد نبوده واغلب از طوایف مختلف تشکیل شده است مانند بنی طالبی ها از گیلان غربو واحد از حبشهو تمدن ها و مختاری ها که از دراویش یزدبودند و همچنین طوایف نَمدمالان از هندوستانکه از عهد اتابکانمهاجرت نموده اند و طوایف نافیانها، عبدللهی ها، استکی ها، بلالی ها از توف-اسپیدِ کوهرنگ، صَفرپورها و... که ریشه در تاریخ قدیم دهکرد دارند بختیاری اند اما بتدریج با لهجه لِنجانی خوگر شده اند و این لهجه شباهت و اشتراکات زیادی با لهجه اصفهانیهای امروزی دارد. با نگاهی اجمالی به تاریخ قدیم دهکرد متوجه می شویم افراد خیر ونیکوکار آن از جمله بی‌بی‌گوهر بختیاربا وقف زمین مجتمع امام صادق به بی سرپرستان و یتیمان وهمچنین زمین بیمارستان کاشانی و ملک استانداری فعلی در شهرکرد از طایفه راکیدر هاله ای از گمنامی مکتوم مانده است.

تبار بختیاری‌ها

زبان و تبار بختیاری‌ها از شاخهٔ ایرانی جنوب باختری یعنی هم‌شاخه با پارس‌ها است. گریشمنباستان شناس معروف و مشهور فرانسوی می نویسد من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته ام مگر اینکه تمدن عیلامی را یافته ام. بعد از اشغال سرزمین عیلام توسط آشوربانیپالملت عیلام نمُرد بلکه به کوها متواری گشت. لیکن پس از به قدرت رسیدن کوروشدر سرزمین عیلام و کوههای پارسوماشدر مسجدسلیمانامروزی؛ نمود قدرت عیلام در دوره هخامنشیبرای بار دیگر مشهود می گردد واما بازماندگان تمدن عیلامی در کتیبه کورش در تخت جمشیدبنام عیلامیهای کوهستان گندمون شکل؛ حجاری شده است. حال خاستگاه عیلامیان در نقشه فعلی بختیاری مبین تاریخ وتمدن بختیاری است. گرچه آریاییها از سرزمین سیبریبعدها به لحاظ ضعف عیلامیها وارد خاک ایران شدند اما قرابت های خویشاوندی موجبات تعمیم فرهنگی دو قوم شد که بعد ها تمدن عیلامی اعم از خط، زبان، عادات، دین و... در ادبیات هخامنشیان و پس از آن بعنوان فرهنگ ایرانی برای بار دیگر متبلور می گردد.

 طوایف و تیره‌های بختیاری

قوم بزرگ بختیاری به دو شاخهٔهفت لنگو چهار لنگتقسیم می‌شود.

هفت لَنگ شامل چهار بابِ بهداروند، بابادی، دورکیو دینارانیاست.

چهار لَنگ شامل پنج باب محمودصالح (ممصالح)، کینورسی، زلقیذَلِکی، مَیوند (ممی‌وند) و موگوییاست .

براساس سنتی که در ایل وجود داشته است، گردش حکومت ‌بوسیله مالیات سرانه ای بوده است که از دامداران می گرفتند و اقتصادِ حکومت خانها براساس همین مالیاتبود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآورده های دامی به نوع مراتع و وسعت آن و تعداد دام و تعداد نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشته اند بستگی داشته است. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم می شد:

از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشته اند مالیات بیشتری دریافت می شد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیانتعیین می شد . برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از 10 ریال تا 30 ریال به معیار آن زمان دریافت می کردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بوده است:

4راس گاو = یک راس مادیان = 10 ریال مالیات

4راس خر = یک راس مادیان = 10 ریال مالیات

1راس مادیان = یک راس مادیان = 10 ریال مالیات

چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب می شده ، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگمعروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان می داده اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگمادیان می داده اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ. روی این اصل مردم این منطقه بنام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان می دهد:

7راس گاو = یک مادیان = 10 ریال مالیات

7راس خر = یک مادیان = 10 ریال مالیات

1راس مادیان + سه لنگ مادیان = 7لنگ مادیان = 10 ریال مالیات

در مورد همین مالیات گرفتن، خوانین به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفه ها به خوانین، بین طوایف فرق می گذاشتند و به بعضی ها امتیازاتی می دادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام می گرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند.

تقسیمات درون-ایلی بختیاری به ترتیب به این صورت است: ایل، قسمت، طایفه، تیره، تش، اولاد، خانوار.[۳]

اولاد را کُربَوو و کُردا هم می‌گویند و اولاد ممکن است به مال و بهون (سیاه‌چادر) هم بخش شود.

ویژگیهای فرهنگی

بختیاری همراه با سنن و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم گیر منطقهٔ بختیاری است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقهٔ سیاحان و دیدار کنندگان داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن که دیدارکنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند؛ می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.

یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاریاست. اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروههای بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران ” تخته قاپو“ (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ رو و متحرک است. کوچ روهای بختیاری، زمستان را در دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخش‌های غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند. آنها هر ساله از اواخر اردیبهشتماه از پنج مسیر مختلف همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زرد کوهدر مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری مشغول می‌شوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است. به مسیرهای کوچ اصطلاحاً ایلراهمی‌گویند که شامل ایلراه‌های دزپارت، تاراز، هزارچمه، کوه سفیدو تنگ فالهاست .

قالی‌هاو دست بافته‌های بختیاری در تمام دنیا مشهور و بازار خوبی دارند. همچنین بختیاری سرزمین شیرهای سنگیاست که اولین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفتند. وی همچنین فیلم مستندی در باره شیرهای سنگی به نام «برد شیر» ساخته است. همچنین بایسته است در راستای حفظِ ضرب المثل های بختیاری نیز تلاش های سودمند بیشتری صورت گیرد تا این میراث تجربی گذشتگان نیز برای آیندگان برقرار ماند.

مراسم سوگواری

مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی عمیقی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.

برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه است. در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌کنند. چوقااز تن بیرون می‌کنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل، سید پیر شاهیا سید امامزاده‌های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می‌کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می‌سپارند. خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه که گاگریوگفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام تُشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام چپی می‌نوازند. بعد از این مراسم (خیرات) شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و سرباره می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می‌دهد. این مراسم تا یک سال به طول می‌انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد.

وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد نیز مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را (یال پوش) می‌گویند. چوقاو تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند. بختیاری ها معمولا بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگان خود شیر سنگیقرار می داده اند.

عزاداری برای ائمه‌اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران با شکوه برگزار می‌شود. شیوه اجرای مراسم تقریباً مثل سایر نقاط ایران است. دسته‌های زنجیرزنی، سینه‌زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه‌های برگزاری اینگونه مراسم است.

گویش بختیاری

گویش بختیارییکی از گویش‌های پارسی‌تباریعنی از دسته جنوب غربی زبان‌های ایرانی است. گویش‌ها و زبان‌های پارسی‌تبار عبارت‌اند از فارسی، لری، بختیاری، لارستانی، و کومزاری. برخی از زبانشناسان، بختیاری را زیرشاخه‌ای از لری به شمار می‌آورند و برخی آن را شاخه‌ای جدا می‌دانند.

همواره در زمانهای گذشته، دیوارهای بلند و دشوارگذر زاگرس مانع از نفوذ اقوام مهاجم به درون منطقهٔ بختیاری بوده است. بنابراین زبان ایل بختیاری تا قبل از گسترش رسانه‌های همگانی و مدارس ملی تقریباً دست‌نخورده و بکر مانده بود اما امروزه براثر سهولت ارتباط با شهر و پایتخت، گویش بختیاری نیز مانند لهجه‌ها و گویش‌های دیگر به سرعت در حال دگرگونی و نزدیک شدن به فارسی رایج است. نسل امروز بختیاری (مخصوصاً ساکنین شهرها و اسکان‌یافتگان) در طول کم‌تر از نیم قرن نه تنها خیلی از اصطلاحات و واژه‌های پنجاه سال پیش بختیاری را استفاده نمی‌کنند؛ بلکه معنای آنها را نیز نمی‌دانند و یا فراموش کرده‌اند. گفته می شود در طی سالهای گذشته که بختیاری ها بسوی شهرنشینی و پراکندگی رفته اند در حدود دوهزار واژه کهن از آنان نابود شده است.

گویش لری بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

  • گویش بخش شرقی که تحت تأثیر لری کوه‌گیلویه واقع شده است.
  • گویش منطقه جنوبی که تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی بوده است.
  • گویش منطقه چهارلنگ.
  • گویش بخش میانی که هر دو گویش نسبتاً کمتر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند) بر خلاف تصور افراد ناآشنا، گویش بختیاری با گویش لری (خرم آبادی) تفاوتهای بسیاری به ویژه از نظر تلفظ دارد. اما از نظر ادبیات و به ویژه ضرب المثلها و زبانزدهای بومی بین تمام زبانهای لری اشتراکات زیادی وجود دارد

   عرب کمری

عرب‌هایی را می‌گویند که در مجاورت بختیاری‌ها زندگی می‌کنند، با ایشان وصلت کرده‌اند و از نظر رسم و رسوم و زبان و ... اشتراکات زیادی با بختیاری‌ها پیدا کرده‌اند. اما در اصل، بختیاری نیستند. در حقیقت عرب کمری‌ها اعرابی هستند که اصطلاحاً در کوه و کمر زندگی می‌کنند و وجه تسمیه ایشان نیز همین است. زبان ایشان در اصل عربی است که به عربی عراقبیشتر نزدیک است تا اعراب خوزستانو به مرور زمان با گویش بختیاری ترکیب شده است و اصطلاحاتی مخصوص به خود پیدا کرده است. طوری که فهم آن هم برای اعراب و هم برای بختیاری‌ها ممکن نیست. مثلاً: اصطلاح «چطور هستی؟» که در احوال پرسی به کار می‌رود به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «چی چینَک» در حالی که همان به لهجهٔعربهای خوزستانو همچنین عربهای عراق می‌شود «اِشلونک». اما عبارت «تخم مرغ» به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «بیاض» که عراقی‌ها نیز همین اصطلاح را به کار می‌برند در حالی که به لهجهٔ عرب‌های خوزستان می‌شود «دحرویة». همچنین تلفظ «ج» که اعراب خوزستان در بیشتر کلمات آن را به «ی» تبدیل کرده‌اند مثل «ریل» به جای «رجل» یا «دیایة» به جای «دجاجة» اما عرب کمری‌ها همچنان «ج» را تلفظ می‌کنند.

عرب کمری‌ها معمولاً هم به گویش بختیاری و هم به لهجهٔ عرب کمری و گاهی نیز به عربی خوزستانی تسلط کامل دارند. عرب کمری‌ها به دیگر اعراب خوزستان، اصطلاحاً عرب بَرّی می‌گویند عرب برّی یعنی عرب‌هایی که در برّ یا زمین مسطح زندگی می‌کنند .

عرب کمری نیز شاخه‌های متعدد دارد و به دلیل وصلت‌های زیاد و نزدیکی جغرافیایی با بختیاری‌ها به مرور زیر شاخه قوم بختیاری - طایفه دورکی قرار گرفت. اما اصل ایشان عرب است .

 

     گرپی(گرپه)

   

گرپه نام منطقه ای است که بین استان لرستان و استان خوزستان واقع شده است. برای رفتن به گرپه باید از ایستگاه تَله زنگ شروع به حرکت کرد و 4ساعت پیاده روی دارد تا به این منطقه وارد شد البته مسیر های آن بسیار صعب العبور هستند. گرپه سرزمین بختیاری هایی است که به آنها گرپی می گویند. آنها بسیار انسان هایی مهربان مهمان نواز و با محبتی هستند که به دلیل دسترسیِ کمتر دیگران به آنها، کمتر دچار آسیبهای فرهنگی و تغییرات زیستی شده اند و از همین روی نمونه ی کاملی از ایرانی های کهن هستند. این منطقه گرمسیر است و آبشارهای زیبایی نیز دارد. در گرپه فسیلهای زیادی از جانوران دریایی که بعضی از آنها بسیار بزرگ اند در محلی به نام بند سرخه وجود دارد که به بررسی های علمی نیاز دارند. در این منطقه معادن دست نخورده زیادی وجود دارد که همه ی آنها ناگفته و پنهان مانده اند و دست انسان و فعالیتهای مخرب او هنوز به این منطقه نرسیده است. در این منطقه پلنگهای زیادی نیز زندگی می کنند. گرپه دارای محل های زیادی است که هر کدام اسمی دارند که تعداد اسامی آنها به 132 نیز میرسد مانند:گرپی ره.بن سره.چیتال.و... . کوه بلند سالن نیز درگرپه نمایان است.

 

 

 

 

 

شجره نامه -اولادحاجی احمد تیره تقی عبداله بابادی

1-آ عبداله

                                                                                   2-آتقی

                                                                                   3-آمحمد

                                                                                    4-آاحمد

                                                                                   5-آحبیب

6-آحاجی احمدحبیبی(مزار واقع در روستای شاه ابوالقاسم شهرستان لالی)

فرزندان آ حاج احمد:

6-1-  آفتح اله (مزارش واقع در پردنجان)

6-2-ملا آهیبت اله(مزارش واقع دربازفت ومادرش دختر آعلی صالح غیبی پور )

6-3- آحفیظ اله (مزارش واقع در روستای شاه ابوالقاسم )فرزندان، ماه طلا زن امان اله حبیبی ،فاطمه شوهرازطایفه بهداروند،نیستر شوهراز طایفه پیبدنی (سلجوقی )

6-4- آغیب اله (مزارواقع درروستای شاه ابوالقاسم)،فرزندان غلام ،علیرضا،فیض اله ،جونی

6-5- شاه پسند(زن ممدلی فرزند قربان حبیبی مادر تراب)

6-6- نیستر(زن خدارحم امانی ومادر عباسعلی)

6-7- دلی (زن آعلی عسگراز اولادشلوومادرگودرز و  سبزی)

فرزندان آفتح اله :

6-1-1- کربلائی ابوالحسن مزارواقع در دهنو علیا فرزندان: آحیدررقلی مزاردردهنوسفلی ،آعلی صالح مزاردر شاه ابوالقاسم ،آهجعلی مزاردر دهنوسفلی ،خیره ،ماه نسا،گوهر

6-1-2- آابوالفتح مزارواقع دردهنوسفلی وفرزندان کهزاد،بهزاد،دل افروز ،مهرافروز

فرزندان ملا آهیبت اله:

6-2-1- - آفرج اله مزارواقع دردشت ده شهرستان لالی زن نوشین دختر آمحمدرضاخسروی

6-2-2- آامان اله مزاردرهیرگان ،فرزندان عبداله وخانم کوچک که هردودرخردسالی فوت نمودند

6-2-3-- آکرم اله مزارواقع دردهنووفرزند نداشت

6-2-4-- آگردو مزارواقع دردهنو ،زن نگرفت

6-2-5- آشکراله مزاردردهنو،زن نگرفت

6-2-6-آممول مزاردردهنو،زن نگرفت

6-2-7- ماه افروز زن آ داراب داراب پور طایفه قندعلی

6-2-8- خون پری زن آفرج اله حاجی حسن طایفه راکی (پرچمی)

فرزندان آفرج اله حبیبی :

6-2-1-1-آجاج اسماعیل حبیبی

6-2-2-2- شاه پسند مزار واقع در شوشتر،زن سردار فرجی منجزی طایفه روا

6-2-2-3-فرخه  ازدواج نکرد

6-2-2-4- خدابس مزارواقع در بازفت ،زن سیف اله حبیبی ومادر آملا،صمدوشکراله

6-2-2-5-گل پسندزن پرویزفرزندغلام غیب اله وفرزندی هم نداشت

فرزندان آحاج اسماعیل حبیبی فوت در مرداد ماه 1384 یاد بزرگش گرامی باد همیشه

1-     آابراهیم

2-     جعفرقلی

3-     مجید قلی

4-     حاجیه فرخه

5-     مهدیقلی

6-     حاج ناصر قلی

7-     احمد قلی

 

واینجانب داریوش حبیبی فرزند جعفرقلی

 

 

 

همسران حاج اسماعیل حبیبی :

1-     خانمی فرزند آحیدر قلی حبیبی (زن شاه پسند،فرزند آفتحعلی پوسفی ) مزارواقع در روستای شاه ابوالقاسم

2-     پریجان اسماعیلی فرزند عیدی طایفه بابادی  مزار واقع در دهنو سفلی

 

فرزندان آحیدر قلی فرزند آابوالحسن :

1- آقا مراد             2- خانمی                    3-خانم بی بی                  4- قزی

 

فرزندان آ علی صالح فرزند آابوالحسن

1-     هوا گلی  پسر هم نداشت

 

فرزندان آهجعلی فرزند آ ابوالحسن

1- آفتح اله       2- سیف اله     3- لفطعلی     4- عزت اله   5-پیکل   6- تاجی     7- خانم     8- شاه زاده

 

فرزندان بهزاد فرزند ابوالفتح

 فرزندی نداشت زنش پیکل دختر آهجعلی حبیبی بود .

 

فرزندان کهزاد فرزند آ ابوالفتح

نوشادو شنبه

·         خیره دختر کر بلائی ابوالحسن زن مصطفی منجزی بود

·         ماه نسا دختر کربلائی ابوالحسن زن غلام غیب اله حبیبی بود

·         گوهر دختر کربلائی ابوالحسن زن فرضعلی امانی بورد

·         خانم بی بی دختر آحیدر قلی ،زن پیرعلی قاسمی منجزی بود و فرزندان خانم بی بی :قلی ،عباسقلی،محمد قلی،شازده بگم وهما هستند

·         قزی دختر آحیدر قلی زن عیض اله جهانگیری طایفه بابادی ومادر سلطانحسین ومیرزا حسین

 

 

 

;

 

 

 

__

مقاله

 

 






نمودار سازمانی ایل بختیاری

12 فروردین 85 - 08:30

  ( صفر رای   ،   صفر امتیاز )

 

امتیاز :

شاخه چهارلنگ



- طایفه محمد صالح - طایفه زلکی - طایفه موگویی - طایفه میوند

- طایفه گندل زو (کنرسی)



شاخه چهارلنگ ( محمد صالح )



- تیره اورش - تیره محمد جلالی - تیره کاقلی - تیره عادکار

- تیره آل داود - تیره قلی - تیره آرپناهی - تیره منزایی





شاخه چهارلنگ (زلکی )



- تیره زلقی (زلکی) - تیره جاوند

- تیره میمون جایی - تیره سادات احمدی



شاخه چهارلنگ (موگویی )



- تیره شیخ سعید - تیره پیرگویی - تیره جوی گوی - تیره دیویتی

- تیره شیسا س - تیره مهدور





شاخه چهارلنگ (میوند)



- تیره بساک - تیره پولادوند - تیره ابدال وند - تیره حاجیوند

- تیره عینی وند - تیره جلیل وند - تیره خانه قائد شهروسوند

- تیره ملک محمودی - تیره آدینه وند - تیره گرگی وند



شاخه چهارلنگ (کندل زو"کنرسی")



- تیره محمد جعفری - تیره بابا جعفری - تیره عالی جعفری - تیره غریبوند

- تیره هرکل وند - تیره کشبل - تیره سندلی - تیره آل خورشیدی

- تیره ایش کشاس - تیره مکوند - تیره زنگنه - تیره کرد زنگنه

- تیره بلواسی (ابولعباسی ) - تیره آ خورشیدی - تیره ممبینی

- تیره گربچه - تیره سیلان - تیره پوستین بکول - تیره اسفرین

- تیره بوربورون - تیره عاشوروند - تیره عالینوند - تیره برون تمبی

- تیره سهونی - تیره گرگری - تیره ورمحمد - تیره استکی





1- طایفه محمد صالح (تیره منزایی)



- تیره خلیل - تیره تساروند - تیره بدرفته - تیره دوبروند

- تیره فرخ وند - تیره جمالوند - تیره خونباوا - تیره چاربری

- تش دربالایی - تش گرویی - تش موزرمنی - تیره هارونی

- تیره کشول - تیره باوا - تیره آب دانگه - تیره اورک







2- طایفه کندل زو ( سهونی)



- تیره باورساد - تیره حموله - تیره کهکش - تیره ساد

- تیره ششکی - تیره مترک







3- طایفه سهونی ( تیره حموله)



- تش تیزگرد - تیره اردشیری - تیره داود محمدی - تیره شیخ





4- طایفه سهونی ( تش تیزگرد)



- اولاد خسروی - اولاد طاهری - اولاد بهزادی - اولاد رضائی

- اولاد حسینی





5- طایفه سهونی ( تیره اردشیری)



- اولاد ذوالفقاری - اولاد اردشیری - اولاد محمدی





6- طایفه سهونی (تیر ه داودمحمدی)



- اولاد قاسم - اولاد داودی







7- طایفه سهونی ( تیره شیخ )



- اولاد چراغی - اولاد حیدری - اولاد مددی - اولاد خیراله پور

- اولاد رضائی - اولاد جمالی - اولاد شیخی - اولاد بهرامی

- اولاد عسکری - اولاد مرادی - اولاد مردانی




درصورت تمایل لطفا سن خودرا بفرمائید

نوشته شده توسط پوراندخت در 1:9 | لینک ثابت
• 8 نظر پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384
ادامه طبقه بندی شاخه هفت لنگ
شاخه هفت لنگ 2- (باب دورکی )



- طایفه هیهاوند - طایفه کورکور - طایفه اسیوند - طایفه موری

- طایفه قندعلی (گندلی) - طایفه بابااحمدی - طایفه آسترکی - طایفه عرب کمری

- طایفه شهنی - طایفه سزار - طایفه نورآباد



باب دورکی (طایفه زراسوند یا هیهاوند)



- تیره اولاد جعفرقلی خان - تیره احمد خسروی - تیره خدری

- تیره خدرسرخ - تیره توشمال - تیره علاسوند

- تیره سیف دین وند - تیره هیهاوند - تیره کورکور

- تیره گورکه - تیره زنبور - تیره ایمری

- تیره میر - تیره یتیم - تیره باپیر

- تیره پیوندی - تیره شهو - تیره گرما

باب دورکی (تیره اسیوند)



- تش پل - تش گاودوش - تش شهماروند

- تش بردین - تش شاهرخ وند - تش خواجه وند





باب دورکی (طایفه موری)



1 - تیره بزرگ بردین باب 2 - تیره بزرگ بوری باب





1- تیره بزرگ بردین باب



- تیره کریم وند - تیره اسدوند - تیره عبدوند - تیره غریب کر

- نیره عیدی وند - تیره قاسمعلی وند - تیره عوروند



2- تیره بزرگ بوری باب



- تیره علیجانوند - تیره بوری - تیره کرداک ونی

- تیره کرطلائی - تیره شیخ سلیمانی



باب دورکی (طایفه قندعلی"گندلی" )



1 - تیره بزرگ جلیلوند 2- تیره بزرگ ورناصری





1- تیره بزرگ جلیلوند



- تیره سلطانی وند - تیره کول وند - تیره جلیلوند - تیره نورعلی وند

- تیره بازی وند - تیره مدولی - تیره خواجه وند - تیره جمالوند

- تیره شهریاروند

- تیره سرقلی - تیره سادات علی کولی

باب دورکی (تیره اسیوند)



- تش پل - تش گاودوش - تش شهماروند

- تش بردین - تش شاهرخ وند - تش خواجه وند





باب دورکی (طایفه موری)



1 - تیره بزرگ بردین باب 2 - تیره بزرگ بوری باب





1- تیره بزرگ بردین باب



- تیره کریم وند - تیره اسدوند - تیره عبدوند - تیره غریب کر

- نیره عیدی وند - تیره قاسمعلی وند - تیره عوروند



2- تیره بزرگ بوری باب



- تیره علیجانوند - تیره بوری - تیره کرداک ونی

- تیره کرطلائی - تیره شیخ سلیمانی



باب دورکی (طایفه قندعلی"گندلی" )



1 - تیره بزرگ جلیلوند 2- تیره بزرگ ورناصری





1- تیره بزرگ جلیلوند



- تیره سلطانی وند - تیره کول وند - تیره جلیلوند - تیره نورعلی وند

- تیره بازی وند - تیره مدولی - تیره خواجه وند - تیره جمالوند

- تیره شهریاروند

- تیره بزرگ ورناصری



- تیره ورناصری - تیره صالح بابری - تیره بره بی چاست





باب دورکی (طایفه بابا احمدی )



1- تیره بزرگ سراجدین وند 2- تیره بزرگ کشکی



1- تیره بزرگ سراجدین وند



- تیره درویش آدمی - تیره درویش میرحاج - تیره برام

- تیره احمد فخردین - تیره ادیوی - تیره کوهی







2- تیره بزرگ کشکی



- اولاد عرب - اولاد کریم - اولاد کاظم

- اولاد میرزا حسین - اولاد شنبه - اولاد القاص





تیره بزرگ سراجد ین وند (تیره برام)



- اولاد کیخارضا علی - اولاد خیراله - اولاد حسین

- اولاد قربان - اولاد سبزعلی


نوشته شده توسط پوراندخت در 0:5 | لینک ثابت
• 6 نظر پنجشنبه یازدهم اسفند 1384
شاخه هفت لنگ
شاخه هفت لنگ 1- (باب دیناران)



- طایفه عالی محمودی مهرعلیخانی - طایفه عالی محمودی علیمردانخانی

- طایفه اورک - طایفه لجمیر اروک

- طایفه شالو - طایفه سهید

- طایفه گورویی - طایفه نوروزی

- طایفه سرقلی - طایفه بویری

- طایفه کورکور





باب دیناران (طایفه عالی محمودی مهرعلیخانی)



- تیره ملامرادی - تیره عبده وند - تیره دوبرایی - تیره قریشوند

- تیره اورک شالو - تیره شیخ - تیره لندی - تیره درویش

- تیره شیخ سلطان دیناور - تیره احمدمیرحاجی - تیره فضلعلی وند

- تیره شهولی وند - تیره مهرعلی وند - تیره حاتم وند

- تیره شیخ آلی وند







باب دیناران (طایفه محمودی علیمردانخانی)



- تیره میرزا (سیلگون) - تیره اولاد - تیره علیرضا وند - تیره صالحوند

- تیره قیصروند - تیره لک - تیره سادات علی کولی (چغاخور)





باب دیناران (طایفه سهید"سعید")



- تیره کی شمسوری - تیره کی مقصودی - تیره کی باندری

- تیره شهپیری - تیره چاتی - تیره خدابخشی

- تیره بوگرکو - تیره سرملی - تیره باتابه ای



باب دیناران( طایفه گورویی)



- تیره محمد شوسنی - تیره پونه - تیره عیسی وند

- تیره شب کوری - تیره الماسی - تیره سیری بیری



باب دیناران(طایفه نوروزی)



- تیره بامیروند - تیره کمال وند - تیره یارعلی وند

- تیره ابراهیم وند - تیره خورشید وند - تیره غلام وند





باب دیناران(طایفه سرقلی )



- تیره سرقلی - تیره غریبی - تیره طهماسبی

- تیره گدایی - تیره گاویار - تیره زیلایی

- تیره قاسمی - تیره میری





باب دیناران(طایفه بویری حسنخانی)



- تیره بویری کاظمی - تیره شیخ وند - تیره غلام وند

- تیره گلالی - تیره اسماعیل وند - تیره شعب غلام وند

- تیره اولاد حاجی - تیره اولاد محمد





باب دیناران(طایفه کورکور)



- تیره کورکور - تیره شاسه وند







باب دیناران(طایفه اورک)



- تیره اولاد حاجی علی - تیره غلام - تیره موزرمی

- تیره قلعه سردی - تیره خدابخشی - تیره چهاربنیچه

- تیره خواجه - تیره زندی - تیره آل داودی

- تیره گل بامکی - تیره ممسنی - تیره گیشخالی

- تیره جلالی - تیره غریبی - تیره سادات شاهزاده غالب

- تیره ورناصری - تیره شاپوری - تیره لندی

- تیره گوزلکی





باب دیناران(طایفه لجمیر اورک)



- تیره آراحمدی - تیره سخندری - تیره کری

- تیره گپی - تیره جیره - تیره درویش ممون





باب دیناران(طایفه شالو)



- تیره شالو - تیره راکی - تیره شیرازی - تیره میوند

- تیره اسیمومحمدی - تیره حاجی وند - تیره لری - تیره لوک


     
 

 

 

شاخه هفت لنگ 1- (باب دیناران)

 

- طایفه عالی محمودی مهرعلیخانی      - طایفه عالی محمودی علیمردانخانی

          - طایفه اورک                           - طایفه لجمیر اروک

- طایفه شالو                               - طایفه سهید

                                           - طایفه گورویی                           -  طایفه نوروزی

                                            - طایفه سرقلی                              - طایفه بویری

                                                                           - طایفه کورکور

 

 

باب دیناران (طایفه عالی محمودی مهرعلیخانی)

 

- تیره ملامرادی       -  تیره عبده وند     -  تیره دوبرایی     -  تیره قریشوند

- تیره اورک شالو     -  تیره شیخ         -  تیره لندی        -  تیره درویش

- تیره شیخ سلطان دیناور     -  تیره احمدمیرحاجی          -   تیره فضلعلی وند

- تیره شهولی وند           -  تیره مهرعلی وند           -   تیره حاتم وند

- تیره شیخ آلی وند

 

 

 

باب دیناران (طایفه محمودی علیمردانخانی)

 

- تیرهمیرزا (سیلگون)      - تیره اولاد       - تیره علیرضا وند        - تیره صالحوند

- تیره قیصروند               - تیره لک         - تیره سادات علی کولی (چغاخور)

 

 

باب دیناران (طایفه سهید"سعید")

 

- تیره کی شمسوری              - تیره کی مقصودی          - تیره کی باندری

- تیره شهپیری                    - تیره چاتی                   - تیره خدابخشی

- تیره بوگرکو                     - تیره سرملی                - تیره باتابه ای

 

باب دیناران( طایفه گورویی)

 

- تیره محمد شوسنی                - تیره پونه                      - تیره عیسی وند

- تیره شب کوری                - تیره الماسی                    - تیره سیری بیری

 

باب دیناران(طایفه نوروزی)

 

- تیره بامیروند                  - تیره کمال وند              - تیره یارعلی وند

- تیره ابراهیم وند               - تیره خورشید وند            - تیره غلام وند

 

 

باب دیناران(طایفه سرقلی )

 

- تیره سرقلی                - تیره غریبی                  - تیره طهماسبی

- تیره گدایی                        - تیره گاویار             - تیره زیلایی

- تیره قاسمی                       - تیره میری

 

 

باب دیناران(طایفه بویری حسنخانی)

 

- تیره بویری کاظمی            - تیره شیخ وند              - تیره غلام وند

        - تیره گلالی                     - تیره اسماعیل وند           - تیره شعب غلام وند

- تیره اولاد حاجی                 - تیره اولاد محمد

 

 

باب دیناران(طایفه کورکور)

 

- تیره کورکور                            - تیره شاسه وند

 

 

 

باب دیناران(طایفه اورک)

 

- تیره اولاد حاجی علی                - تیره غلام             - تیره موزرمی

- تیره قلعه سردی                      - تیره خدابخشی        - تیره چهاربنیچه

- تیره خواجه                           - تیره زندی             - تیره آل داودی

- تیره گل بامکی                       - تیره ممسنی            - تیره گیشخالی

- تیره جلالی                           - تیره غریبی            - تیره سادات شاهزاده غالب

- تیره ورناصری                      - تیره شاپوری          - تیره لندی

- تیره گوزلکی

 

 

باب دیناران(طایفه لجمیر اورک)

 

- تیره آراحمدی                 - تیره سخندری            - تیره کری

                                           - تیره گپی                     - تیره جیره                 - تیره درویش ممون

 

 

باب دیناران(طایفه شالو)

 

- تیره شالو               - تیره راکی             - تیره شیرازی         - تیره میوند

- تیره اسیمومحمدی        - تیره حاجی وند          - تیره لری              - تیره لوک

 

                                                                        گرداوری از کتاب فرهنگ بختیاری (قائد بختیاری)

نوشته شده توسط پوراندخت در 23:44 |  لینک ثابت   • آرشیو نظرات

پنجشنبه یازدهم اسفند 1384

ساختار ایلی دربختیاری :

ایل بخیتاری به دو دسته بزرگ هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می گردد که محلیان هرکدام را خود "ایل" می نامندی

اگر هر کدام از اینها را ایل جداگانه ای بدانیم هر کدام از آنها به چند طایفه بزرگ تقسیم می گردند و سپس هر طایفه

خود به تیره های متعدد، هر تیره به چند "تش " و هر تش به چند "کربو" و هر کربو به چند خانوار تقسیم می گردد.

ایل – طایفه(باب)  – تیره – تش – کربو (اولاد) – خانوار

واحد مسکونی خانوار عشایری سیاه چادر و چند خانوار که در کنار هم در سیاه چادرها زندگی می کنند یک

مال رو تشکیل می دهند، سیاه چادرها رو بهون نیر می نامند

در گذشته بختیاری چهارلنگ به پنچ طایفه بزرگ و امروزه آنها رو به چهار طایفه بزرگ تقسیم نموده اند

ولی تقسیم بندی در مورد هفت لنگ حداقل در سالهای اخیر ثابت و آنها رو به چهار باب تقسیم نموده اند.

و طایفه رو معادل باب در نظر گرفته بودندطایفه هفت لنگ بختیاری مشتمل بر چهار طایفه بزرگ ، دورکی

دینارانی ، بابادی ، و بختیاروند (بهداروند) می باشد.

باب پسوندی است که مفهوم پیوستگی و همبستگی طایفه ها رو می رساند و یاد آور دورانی است که

قدرت مرکزی ضعیف و قدرتهای محلی نیرومند بوده اند سرزمین بختیاری که توسط کوهها و رودهای

 متعددی به مناطق کوچکتری تقسیم می شوند.

تش : درطوایف مختلف بختیاری هر تیره به چند تش تقسیم می گردد. تش واحدی است ذهنی چون در یک لحظه

زمانی شاخه های مختلف آن که به اولاد شهرت دارند قابل رویت نیستند سرپرستی هر تش را فرد کاردان و فعال

و سروزبان داری از همان تش بعهده دارد که به ریش سفید مشهور است معمولا ریش سفیدان افراد پخته و کاردانی

هستند که از طرفی رتق و فتق امور اجتماعی تش بعهده آنهاست واز طرف دیگر رابطی هستند بین کدخدایان و کلانتران و اجرای امور سیاسی تش .خانوارهای یک تش همه باهم خویشاوند نزدیک و دارای نیای مشترک

نیز می باشند .

اولاد :در تقسیمات سنتی در عشایر بختیاری هر تش به چند اولادتقسیم می گردد که بدان "کربو" (پسروپدر)

نیز می نامند هر اولاد از حدود دهها خانوار تشکیل می گردد و بطور متوسط هر خانواری داری یک بهون

(سیاه چادر) است که واحد مسکونی عشایر بحساب می آید.هر اولادی دارای ریش سفیدی است که از بین

مردان کاردان همان اولاد می باشد.در جوامع سنتی ایلی معمولا تمامی ساکنین دهی از یک اولاد می باشند

و امکان دارد عده ای بعنوان "وابسته" در کنار آنها با اجازه آنها و برای آنها فعالیت نموده و سالها زندگی

وابسته خود را ادامه دهند.

 

مال : از نظر ساخت سنتی اولاد آخرین رده تقسیم ایلی در عشایر بختیاری است که اجزاء آن به خانوار میرسد

 

 

 

گردآوری از کتاب عشایر مرکزی ایران تالیف دکتر جواد صفی نژاد

نوشته شده توسط پوراندخت در 23:41 |  لینک ثابت   • آرشیو نظرات

چهارشنبه دهم اسفند 1384

تقسیم بندی ایل بختیاری از نظر طایفه

ایل شامل :

 

۱- شاخه           - شاخه

۲- باب              - باب 

 ۳- طایفه             - طایفه

۴- تیره              - تیره

۵- تش               - تش

۶- اولاد              - اولاد

۷- کربو   

طایفه راکی

طایفه راکی به نه تیره تقسیم می شود: تیره طهماس خون، تیره  کلاوند ، تیره ارزانی وند، تیره جاوند ، تیره قاسموند ، تیره فردی وند ، تیره موزایی ،تیره کرم ، تیره مدملی .

تعداد خانوار  انها به 8 هزار خانوار می رسد و جمعیت انها 56 هزار نفر می باشد .طایفه راکی بابادی ، باب نامیده می شود . املاک فراوانی در ییلاق در منطقه فریدون شهر وحومه ان ودر قشلاق در منطقه یک مه ولحبری دارند که تعداد ی از خانواده ها در املاک اجدادی خود  مشغول کشاورزی ودامپروری می باشند وتعدادی  زندگی شهری را  انتخاب کرده اند که در شهرستان مسجد سلیمان و شهر های دیگر زندگی می کنند . سرپرستی طایفه راکی بر عهده اولاد طهماس خون بود  ونسل بعد از نسل به نوه او رسیده است .

هر تیره هم دارای کد خدا و ریش سفیدانی می باشد . حضرات راکی از زمان قدیم  انسانهای روشنفکری بودند  که با خوانین وقت همیشه درگیری داشتند و با انها مبارزه می کردند ، حتی با خوانین دورکی سر تیز داشتند .

زمانی که بهداروند ها ، دورکی را شکست دادند و گروهی از حضرات راکی با بهداروند ها همکاری داشتند  که یادداشت های  سردار ظفر هم  به انها اشاره کرده است ، اما طولی نکشید ، دورکی ها ، بهداروند ها را در چغاخور شکست دادند و برای  همیشه ریا ست بختیاری را خوانین دورکی بر عهده  گرفتند و کلبعلی خان دورکی تعداد زیادی  از سران راکی را اعدام کرد و شعری را هم سرود :

کلبعلی قسم خرد ، قسم پاکی                   اسیو وره ونم ز خین راکی

و همچنین او گروه زیادی از راکی ها را کشت  تا افراد خیر اندیش بختیاری شفاعت خواستند  که این گروه هم بختیاری هستند و آن وقت او از کشتن انها خودداری کرد  و برای  بر طرف کردن قسم  خان ،  مقداری از خون افراد کشته شده را در جوی  اسیاب محل ریختند  و از خان  خواستند  که دیگر از برادر کشی دست بردارد .

 

 

 

 

تیره سلحشور (سلح چین)

طبق  روایات و اقوام معمرین  ، حدود ......سال پیش  شخصی به نام محمد سلحچین  از طایفه  مو گوئی  شاخه چهار لنگ  ممصالح  ( محمود صالح ) به علت نزاع  طایفه ای  کوچ کرده و در جوار طوایف راکی ، بابادی باب  و  دنیا رونی باب  اقامت گزیده بود و تیره  سلحچین از  نسل  محمد فوق  الذکر  می باشد  و وجه تسمیه شهرت  محمد به سلحچین  را به خاطر شجاعت  و جنگجویی وی ذکر کرده اند .

این تیره تا حدود .....سال  پیش وابسته با  طایغه ململی  و زیر نظر کد خدایان  انها که از تیره  اولاد  بوده اند  اداره می شدند و از ان پس از ململی جدا گشته  و خود یک تیره از بابادی باب محسوب می گردند .

تیره سلحچین به چهار تش تقسیم می شود : بهلول ، مد بهدار (محمد مراد ) ، استاد ، سمالوند . گاهی که در  مجموع حدود هشتصد  خانوار را تشکیل می دهند و چون زمین های کشاورزی انان به علت احداث سد  شهید عباسپور در زیر اب قرار گرفته اند .

حدود 85 درصد انها در حال حاضر  در ایذه و شهر های حومه  اصفهان سکونت دارند  و 15 درصد  بقیه در مراتع  باقی مانده اند  که از حوالی سوسن ، ایذه و تا نزدیکی های  امام زاده سلطان ابراهیم به دامداری و کشاورزی مشغول می  باشند .

سردسیرشان سرخ سرخیها و روستای بیدکل و کوه کلک واقع در حومه شهرستان فارسان از استان چهار محال و بختیاری است .

حدود 78 درصد افراد این تیره از نعمت سواد  برخوردار می با شند . این تیره  با تمام طوایف بختیاری از جمله :  دورکی ، بابادی ، بهداروند ،  دینارونی باب و  بعضی از طوایف چهار لنگ در طول زمان خویشاوندی  نزدیکی داشته است .

عده ای از این  تیره  در  حدود چهار صد و پنجاه سال پیش  به خان میرزا واقع در شهرستان لردگان ، استان چهارمحال و بختیاری  نقل مکان  کرده اند و هم اکنون  در حدود 1000 خانوار می باشند.

 طایفه بابادی

تعدادی از بابادی ها که در قشلاق زندگی  می کنند یا به صورت دامدار و یا به صورت روستا نشین هستند.

طایفه پیرشاه که وابسته به طایفه بابادی است در کنار دره شاه (شاه مال بابادی ) و حومه آن زندگی می کنند.

تیره خسروخان در سرکولی حومه دره شاه ساکن هستند. دره بوری متعلق به تیره احمد سمالی و تعدادی از طایفه بابادی است و در محل آر پناه کسد سربند ، تیره هایرکدی ، کسدی بیر و تعداد دیگر از بابادیها زندگی م یکنند.

در آبژدان میرزا عوض خان ، تیره جهانگیری و تیره لک و تعداد دیگری از تیره های بابادی زندگی می کنند.  در تنگ هتی ، پبده تا بخش لالی تیره های عکاشه و تعداد دیگر  از تیره های بابادی زندگی می کنند. تعدادی نیز در محل تنبل ، تنگ هتی امزاده بابا روزبان ، زندگی می کنند.

دوم اردیبهشت تعدادی از تیره بابادی به سمت ییلاق حرکت می کنند که از سرزمین بازفت به زردکوه می رسند و در منطقه ییلاقی خود معروف به چلگرد (کوهرنگ) چغاخورپراکنده می شوند .این تیره اکنون در بخش  خانمیرزا ،درشهرآلونی  و روستاهای سینی،شهروئی،گوشکی ،ده رشید، ده علی،قلعه مزعل یا ده چنار،جوی پشته،مرادان ،شاهقریه و دومکان،کلاموئی،فیض آباد،ده صحرا، اندکی در روستای کرتگل و سرتنگ دینارعالی پراکنده می باشد.

 

ایل بابادی دارای 17 تیره می باشد ، کل بابادی از دو تیره اصلی تشکیل می شود:

الف) بابادی عکاشه           ب) بابادی عالی انور   

نظرات ()



به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده: پرشین بلاگ - ۱۳۸۸/۱۱/٢٢
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نظرات ()